سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

147

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

اعمار جديد بر آن كرده‌اند و سادات مصرخ در آنجا مدفونند . ( 16 ) ابو سعيد : ( ص 32 ) ابو سعيد احمد بن محمد بن احمد بن عبد اللّه بن حفص خليل انصارى مالينى هروى محدث ، صاحب تصانيف زياد بوده وى فقيه نيز بوده است و محدثين ديگر علم حديث از وى فرا گرفته‌اند . ( ر ك طبقات الصوفيه انصارى ، حواشى ص 336 ) ( 17 ) ابو الحسن حداد : ( ص 33 ) ابو الحسن حداد هروى كه سالها زندگى داشته و به صحبت شيخ ابو العباس قصاب آملى رسيده است . شيخ الاسلام هرات گويد در آخر عمر به استرآباد رفته است . ( ر ك نفحات ص 276 ، طبع تهران و طبقات الصوفيه ص 522 ) ( 18 ) شيخ عبد الهادى : ( ص 34 ) فرزند پير هرات در حصار شميران كه در كهن دژ واقع است شهيد شده و اسفزارى مرگ او را به سال 493 گويد و دربارهء او بتفصيل ياد كند . ( ر ك روضات اسفزارى ص 542 ) ( 19 ) ابو نصر خمچه آبادى : ( ص 34 ) راجع به ابو نصر خمچه‌آبادى برخى داستانها خلط شده . فصيح خوافى در مجمل ولادت او را به سال 376 در هرات ياد نموده و اما تاريخ مرگ او را به سال 500 در ايراده نزديك طبس داند . يا دو ابو نصر بوده يا اينكه قول فصيحى بعيد مىنمايد . ( 20 ) پير تسليم : ( ص 44 ) مولانا نظام الدين عبد الرحيم به قتل غزان فتوى داد و غزان كه به شهر هرات در روزگار ملك غياث الدين كرت حمله‌ور شدند مردم هرات نزد مولانا رفتند و گفتند : « شهرى فداى شخصى شود بهتر است و يا شخصى فداى شهرى ؟ » مولانا از موضوع دريافت و خود را به مرگ سپرد ، در سال سبع و ثلاثين و سبعمائه ، و خوافى در مجمل نيز سال فوت او را 737 داند . قبر او در غربى خيابان نزديك حظيرهء فخر رازى است ( ر ك اسفزارى روضات ج 2 ص 22 و مجمل ج 3 ص 52 ) ( 21 ) شيخ سيف الدين خلوتى : ( ص 46 ) تاريخ وفات او در وسيلة الشفاعات 775 و در نفحات الانس جامى چاپ تهران 783 ياد شده ، حظيرهء خواجگان خلوتى تا حال نزديك دولت‌خانه وجود دارد . ( 22 ) برج خرلغ : ( ص 51 ) برج و باروى بزرگى بوده كه آن را خرلغ نامى كه شحنه و كوتوال مغولان بوده است در آغاز قرن هفتم هجرى ساخته است در گوشهء شهر